محل تبلیغات شما سرور ایران

  1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، لازم است که ثبت نام کنید.

عيدانه

شروع موضوع توسط z!ma ‏14/3/16 در انجمن مناسبت ها

  1. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,800
    تشکر شده:
    12,660
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    وب سایت:
    [​IMG]
    به نام او

    سلام

    بچه تر که بوديم نزديک عيد که ميشد پدر مادرامون دستامونو مي گرفتند مي بردند و قشنگ ترين چيزهايي که بهمون ميومد مي خریدند ؛ چقدر با سليقه و بهمون مي اومد چون از همه بيشتر مارو ميشناختند که چي بهمون مياد و چي نمياد (کفش تق تقي صورتي و ...)تا عيد چند بار همشونو در مي آورديم بو ميکرديم بعد ميزاشتيم سر جاشون که روز اول عيد نو باشند.

    بعد ها که بزرگتر شديم به خيال خودمون ؛ خودمون بايد انتخاب مي کرديم مانتو که یه مانتو هايي بود چهار نفر توش جا مي شدند اپولاشو مي کنديم که يه ذره ظريف تر بشه که تازشم بعضي ها خفاشي ميگرفتند که يک قبيله توش جا می شد (وفور پارچه )؛ کفش هم کتوني مد شده بود با چه ذوقي کتوني مي خريديم که مده مادرا هم اخماشون تو هم که چرا تق تقي نمي خريد زشته با کتوني بريم عيد ديدني؟؟

    الانم که مثلا آدم بزرگيم عید فقط برای اینه که رفع تکلیف کنیم ساعتها توی بازار می گردم ؛خرید می کنیم ولی مثل خریدهای مامان نمیشه ؛ زودی دلمون رو میزنه ،کتونی شاید نخریم ولی من که اگه تق تقی هم بخرم دیگه نمی تونم باهاش بدوم ،بازی کنم ؛ یا حتی راه برم ؛شایدم باهاش بخورم زمین و ...

    چقدر بچه که بودیم عید و خریدهای عیدش خوب بود ، چقدر بوی عید می داد عجب بوی خوبی بود بوی عید . آرزوم اینه که همه بچه های ایران اون بوی خوب رو بچشن و تجربش کنن

    [​IMG]


    به قول خسرو شکیبایی عید واقعی از آن کسی است که پایان سالش را جشن بگیرد نه آغاز سالی که از آن بی خبر است . آخر سالتان قشنگ و آغاز سال جدید مبارک انشاء ا... سال جدید برای همه پر از خیر و برکت , شادی و سلامتی و خبرهای خوب باشه
    @};-@};-@};-


    [​IMG]

    از امروز همه چیز آخرین است آخرین هفته آخرین دلشوره هایِ شیرین اسفند
    اتمامِ اخرین جایِ گردگیری نشدهﺀ خانه
    اخرین اتمام حجت ها با خودمان ….حالمان … ارزوهایمان
    اخرین یا مقلب القلوب ها
    واخرین امیدهای گره خورده، به اشاره ی سالی نو، که همه چیز درست میشود .
    این چند روزِ اخر هم باید اسبِ سال را مجاب کرد که تا منزلگاه راهی نیست … بتاز … که نو شدن نزدیک است


    [​IMG]

    در روزهاي آخر اسفند
    کوچ بنفشه هاي مهاجر
    زیباست
    در نیم روز روشن اسفند
    وقتی بنفشه ها را از سایه هاي سرد
    در اطلس شمیم بهاران
    با خاك و ریشه
    میهن سیارشان
    در جعبه هاي کوچک چوبی
    در گوشه ي خیابان می آورند
    جوي هزار زمزمه در من
    می جوشد
    اي کاش
    اي کاش آدمی وطنش را
    مثل بنفشه ها
    در جعبه هاي خاك
    یک روز می توانست
    همراه خویشتن ببرد هر کجا که خواست
    در روشناي باران
    در آفتاب پاك

    شفیعی کدکنی
     
    آخرین ویرایش: ‏15/3/16
    کاتیا، !!!OMID!!!، BAHAREH TAK و 14 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏13/5/15
    ارسال ها:
    1,196
    تشکر شده:
    5,323
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    administerator
    محل سکونت:
    Sweden
    آمین.
     
    !!!OMID!!!، 7080، **HASTY** و 9 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. Родился в осень عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏30/1/15
    ارسال ها:
    2,789
    تشکر شده:
    20,288
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    محل سکونت:
    قلب ایران
    ماه خندید


    کوزه پرآب شد


    و ماهی ها آرام رقصیدند


    در بلور شفاف تنگ آب


    الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان


    صدای مهربان مادربزرگم بود


    صدایی که از از پس سالهای دور هنوز لیلی بود در آینه شمعدان کنار قرآن


    با عطر نارنجهایی که این زمستان باید چیده شود


    پدر بزرگ اعتقادش اما این بود که نارنج مانده بر درخت شیرین میشود


    و ذائقه ی روزگار بر ترشی


    سیبهای سرخ در آغوش ترنج وسط قالی


    میچرخد و میچرخد و


    درست در آستانه ی ذهن من و واژه هایی مبهم


    می ایستد


    خنکنای نسیمی از درز پنجره عطر محبوبه ی شب را


    به فضا سنجاق میکند


    و نفس عمیق


    اینجا بهار ایستاده


    بهار بانوی آرام گلپوش


    دوست من ای آشنای صمیمی


    با یک کلام ساده:



    عیدت مبارک@};-@};-

    MITRA

    [​IMG]
     
    سایه، Ariana، !!!OMID!!! و 12 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  4. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏6/5/15
    ارسال ها:
    745
    تشکر شده:
    7,450
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    بوی عید آمد مرا با خود به شهر کودکی برد
    همان شهرسراسر سادگی برد
    تمام کوچه هایش غرق شادی وترانه
    سراسر قصه بود وخنده های کودکا نه
    همان شهری که سالها دور از ریا بود
    نبود رنگ ریا آنجا فقط رنگ خدا بود
    کنار هفت سین رخت نو وتنگ بلورین
    نگاه مهربان مادر آن لبخند شیرین
    به دست کوچکم عیدی چو دادند
    توگویی گنج دنیا را کف دستم نهادند
    کنار مهربانان بی خبر از رنج هستی
    جدا از این همه خودخواهی ودنیا پرستی
    چه شد آن شهر زیبایم کجا رفت؟
    تمام سادگی هایم چرا رفت؟




    [​IMG]
     
    سایه، Ariana، !!!OMID!!! و 8 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    5,692
    تشکر شده:
    28,382
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    باد آمد و بوی نو بهاران با او
    ابر آمد و نرم نرم باران با او
    خاموشی باغ را شکستند که صبح
    گل سر زد و گلبانگ هزاران با او
    شفیعی کدکنی

    [​IMG]
     
    سایه، Ariana، !!!OMID!!! و 7 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  6. کاربر مفید

    تاریخ عضویت:
    ‏22/1/15
    ارسال ها:
    729
    تشکر شده:
    4,343
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    حرفه:
    دانشجوی روانشناسی
    باز عالم و آدم و پوسیده گان خزان و زمستان خندان و شتابان به استقبال بهار میروند
    تا اندوه زمستان را به فراموشی سپارند و کابوس غم را در زیر خاک مدفون سازند
    و آنگه سر مست و با وجد و نشاط و با رقص و پایکوبی با ترنم این سرود
    طرب انگیز نو روز و جشن شگوفه ها را بر گذار می نمایند . . .





    فقط کاربران عضو می توانند لینک ها را مشاهده کنند. برای عضویت اینجا کلیک کنید.
     
    سایه، Ariana، m naizar و 6 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  7. مدیر ارشد عضو کادر مدیریت مدیر ارشد

    تاریخ عضویت:
    ‏10/6/15
    ارسال ها:
    650
    تشکر شده:
    4,608
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Mobile Repair Tools
    محل سکونت:
    شهر باران
    [​IMG]
     
    z!ma، سایه، Ariana و 5 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  8. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏15/9/14
    ارسال ها:
    1,870
    تشکر شده:
    10,075
    امتیاز دستاورد:
    113
    غزلی زیبا از حضرت مولانا

    نوروز بمانید که ایّام شمایید!
    آغاز شمایید و سرانجام شمایید!
    آن صبح نخستین بهاری که ز شادی
    می آورد از چلچله پیغام، شمایید!
    آن دشت طراوت زده آن جنگل هشیار
    آن گنبد گردننده ی آرام شمایید!
    خورشید گر از بام فلک عشق فشاند،
    خورشید شما، عشق شما، بام شمایید!
    نوروز کهنسال کجا غیر شما بود؟
    اسطوره ی جمشید و جم و جام شمایید!
    عشق از نفس گرم شما تازه کند جان
    افسانه ی بهرام و گل اندام شمایید!
    هم آینه ی مهر و هم آتشکده ی عشق،
    هم صاعقه ی خشم ِ بهنگام شمایید!
    امروز اگر می چمد ابلیس، غمی نیست
    در فنّ کمین حوصله ی دام شمایید!
    گیرم که سحر رفته و شب دور و دراز است،
    در کوچه ی خاموش زمان، گام شمایید
    ایّام ز دیدار شمایند مبارک
    نوروز بمانید که ایّام شمایید!
    "سال نو مبارککککک
     
    z!ma، سایه، 7080 و 3 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  9. مدیر چت روم

    تاریخ عضویت:
    ‏10/10/15
    ارسال ها:
    3,494
    تشکر شده:
    4,061
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    کارشناس نظام مهندسی
    محل سکونت:
    کرمانشاه
    [​IMG]
    بوی باران بوی سبزه بوی خاک
    شاخه های شسته باران خورده پاک
    آسمان آبی و ابر سپید
    برگهای سبز بید
    عطر نرگس رقص باد
    نغمه شوق پرستو های شاد
    خلوت گرم کبوترهای مست
    نرم نرمک می رسد اینک بهار
    خوش به حال روزگار
    خوش به حال چشمه ها و دشت ها
    خوش به حال دانه ها و سبزه ها
    خوش به حال غنچه های نیمه باز
    خوش به حال دختر میخک که می خندد به ناز
    خوش به حال جام لبریز از شراب
    خوش به حال آفتاب
    ای دل من گرچه در این روزگار
    جامه رنگین نمی پوشی به کام
    باده رنگین نمی نوشی ز جام
    نقل و سبزه در میان سفره نیست
    جامت از آن می که می باید تهی است
    ای دریغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسیم
    ای دریغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
    ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار
    گر نکویی شیشه غم را به سنگ
    هفت رنگش میشود هفتاد رنگ

     
    z!ma، سایه، m naizar و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏29/7/15
    ارسال ها:
    5,692
    تشکر شده:
    28,382
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    جهان از باد نوروزی جوان شد

    زهی زیبا که این ساعت جهان شد

    شمال صبحدم مشکین نفس گشت

    صبای گرم رو عنبر فشان شد

    تو گویی آب خضر و آب کوثر

    ز هر سوی چمن جویی روان شد
    عطار
    [​IMG]
     
    7080، z!ma، سایه و 2 نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.