محل تبلیغات شما سرور ایران

  1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، لازم است که ثبت نام کنید.

" تولدت مبارک "♥❤️❤️❤️

شروع موضوع توسط para3to ‏28/12/16 در انجمن مناسبت ها

  1. کاربرارشد کاربر ارزشمند

    تاریخ عضویت:
    ‏17/5/11
    ارسال ها:
    39,369
    تشکر شده:
    41,828
    امتیاز دستاورد:
    113
    فروغ فرخزاد:
    امروز هشتم دی ماه است، تولد فروغ فرخزاد.
    یک زن شاعر ایرانی که صاحب اثرانگشت ذهنی خود بود. خود خودش بود، اصیل و تنها.
    یک زن که عمیق می اندیشید در بطن این فرهنگ، در جهان بی تفاوتی فکرها و حرفها و صداها، جهانی که به لانه ی ماران مانند است. در میان این مردم:
    "آه چه مردمانی در چارراهها نگران حوادثند"
    فروغ فرخزاد اینجا زیست و اینجا مرد در همین مرز و بوم پرگهر، در آغوش مهربان مام وطن،
    "در سرزمین شعر و گل و بلبل
    موهبتیست زیستن، آنهم
    وقتی که واقعیتِ موجود بودن تو
    پس از سالهای سال پذیرفته می شود"

    اما فروغ خطوط را رها کرد و همچنین شمارش اعداد را رها کرد و از میان شکلهای هندسی محدود به پهنه های حسی وسعت پناه برد. کوتاه زیست و درلحظه لحظه ی همان عمرکوتاه، زندگی را اساسی تجربه کرد و عمیقا نفس کشید.
    خود را اسیر دیوارها دید و با آن که یاسش از صبوری روحش وسیع تر شده بود، در عصیانهایش به زندگی آری گفت و زیبا زیست.
    با تولدی دیگر، دوباره متولد شد
    هرچه باشکوه تر و هرچه زیباتر...
    تا آنگاه که از اعماق جان یگانه اش فریاد زد: "ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد"، بر تاریکی چراغهای رابطه تاکید کرد و به درک عمیق تنهایی و غربت آدمی رسید: "کسی مرا به آفتاب معرفی نخواهد کرد، کسی مرا به میهمانی گنجشکها نخواهد برد"
    با دل گرفته به ایوان رفت، انگشتانش را برپوست کشیده ی شب کشید و در آخرین سطر از آخرین شعر آخرین کتابش نوشت:
    "پرواز را به خاطر بسپار
    پرنده مردنی ست."
    فروغ عزیزم! حسرت ندیدنت همیشه بردلم است، پیشانی هشتم دی ماه را به احترامت می بوسم و پروازهایت را به خاطر میسپارم.

    " تولدت مبارک "♥❤️❤️❤️
     
    kiaa maadar sag، 7080، Mehdi.Samiya و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  2. کاربر حرفه ای

    تاریخ عضویت:
    ‏29/1/15
    ارسال ها:
    1,819
    تشکر شده:
    13,011
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    زن
    وب سایت:
    مرا ببر امید دلنواز من
    ببر به شهر شعر ها و شور ها
    نگاه کن
    من از ستاره سوختم
    لبالب از ستارگان تب شدم
    چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل
    ستاره چین برکه های شب شدم
    وقتی که زندگی من
    هیچ چیز نبود
    هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
    دریافتم
    باید، باید، باید
    دیوانه وار دوست بدارم
    کسی را که مثل هیچکس نیست!
    فروغ_فرخزاد

    بعد از تو پنجره که رابطه ای بود سخت زنده و روشن میان ما و پرنده میان ما و نسیم شکست
    یادش گرامی@};-
     
    آخرین ویرایش: ‏28/12/16
    kiaa maadar sag، para3to، 7080 و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.
  3. 【★】

    تاریخ عضویت:
    ‏2/5/15
    ارسال ها:
    651
    تشکر شده:
    4,437
    امتیاز دستاورد:
    113
    جنسیت:
    مرد
    حرفه:
    Rhyme
    محل سکونت:
    Tehran
    به ایسای شاعر
    یکی کودک بودن

    آه!
    یکی کودک بودن در لحظه ی غرش ِ آن توپ ِ آشتی
    و گردش ِ مبهوت ِ سیب ِ سُرخ
    بر آیینه.
    یکی کودک بودن
    در این روز ِ دبستان ِ بسته
    و خِشخش ِ نخستین برف ِ سنگین بار
    بر آدمک ِ سرد ِ باغچه.
    در این روز ِ بی امتیاز
    تنها
    مگر
    یکی کودک بودن @};-
     
    kiaa maadar sag، para3to، z!ma و یک نفر دیگر از این ارسال تشکر کرده اند.