محل تبلیغات شما سرور ایران

  1. مهمان گرامی، جهت ارسال پست، دانلود و سایر امکانات ویژه کاربران عضو، لازم است که ثبت نام کنید.

sms ... ๑۩۞۩๑ هاى عاشقانه و عارفانه ( سری اول ) ๑۩۞۩๑

شروع موضوع توسط ♥ yakamoz ♥ ‏23/8/11 در انجمن پیام کوتاه

وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.
  1. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    دوچشمت سرزمین آرزوها نگاهت داستان آشنایی ست​
    امان از آن زمان که قلب عاشق گرفتار خزان یک جداییست . . .​
    .​
    .​
    .​
    وقتی دهکده ای آتش می گیرد همه دودش را می بینند​
    اما وقتی قلبی آتش می گیرد کسی شعله اش را نمی بیند . . .​
    .​
    .​
    .​
    خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد​
    و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار . . .​
    .​
    .​
    .​
    من ازین پس به همه عشق جهان میخندم / به هوس بازی این بی خبران میخندم​
    هرکه آرد سخن از عشق به آن میخندم / خنده من از گریه غمگین تر است​
    کارم از گریه گذشته است ، به آن میخندم . . .
     
  2. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    [FONT=Arial][COLOR=#BFBF00][SIZE=2][COLOR=#000000][FONT=Tahoma][FONT=Tahoma][COLOR=#000000][FONT=Arial][FONT=Arial][COLOR=#ff99cc][COLOR=#33FF00][COLOR=#333300][FONT=Arial][COLOR=#BFBF00][SIZE=2][COLOR=#000000][FONT=Tahoma][FONT=Tahoma][COLOR=#000000][FONT=Arial][FONT=Arial][COLOR=#ff99cc][COLOR=#33FF00][COLOR=#333300][FONT=Arial][COLOR=#BFBF00][SIZE=2][COLOR=#000000][FONT=Tahoma][FONT=Tahoma][COLOR=#000000][FONT=Tahoma]خدای اطلسی ها با تو باشد / پناه بی کسی ها با تو باشد / تمام لحظات خوب یک عمر / به جز دلواپسی ها با تو باشد .


    ای یادت فکرمن ، عشقت درقلب من ، کلامت در ذهن من و عطر و بوی تو در میان خاطرات من .


    به نرمی ز دشمن توان کرد دوست / چو با دوست سختی کنی دشمن است .


    به اندازه مهربانی حضور یک کس که یکتا است دوستت دارم .


    ما که همسایه ی اشکیم ولی با دل تنگ / گر لبی خنده زند یاد شماییم همه .


    روزگاری شد و کسی مرد ره عشق ندید / حالیا چشم جهانی نگران من و توست .

    به هم که میرسیم ۳ نفر میشیم ، من و تو و شادی ، وقتی از هم دور میشیم ۴ نفر میشیم ، من و تنهایی ، تو و خاطرات .


    همیشه به کسی فکر نکن که بتونی با اون زندگی کنی ، به کسی فکر کن که نتونی بدون اون زندگی کنی . (شکسپیر)

    تا حالا کفشاتو نگاه کردی ؟ دو تا عاشق دو همراه که بی هم میمیرن ، با هم خاکی می شن ، بدون هم زیر بارون نمیرن ، کاش آدما کمی از کفشاشون یاد بگیرن .


    چشماتو روی دلم دایورت کردی خیالی نیست ! حداقل از ویبره درش بیار که اینقدر دلم نلرزه با مرام .



    تو چهار جا چهار چیز رو خیلی دوست دارم : تو آسمون خدا رو ، تو زمین خودم رو ، تو خودم قلبم رو ، توقلبم تو رو .


    ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم / ما خاک قدوم هرچه زیبا صفتیم / از زشتی کردار دگر خسته شدیم / محتاج دو پیمانه می معرفتیم .


    من عشق را در امید ، امید را در تو ، تو را در دل و دل را موقع تپیدن فقط به خاطر تو دوست می دارم و بس .


    از خدا خواهم نبخشاید تو را / این چه رسم دوستی باید تو را / تو که می دانی در قلب منی / این همه دوری و بی مهری چرا ؟

    درکوچه های عشق دنبال منی / من فکر می کردم فقط مال منی / این دل اسیر مهر روی توست نمی دانی ؟ / ای همرنگ چشم من ، تو فال منی .


    در مرام ما اسیران عاشقی رسمی ندارد / دوستی را می پرستیم چون که پایانی ندارد .


    امروز چند تا نفس کشیدی ؟ ده تا ، صد تا ، هزار تا ، به اندازه ی همه ی نفس هایی که تا امروز کشیدی واسم عزیزی .

    گرچه دنیا فراموش کند خاطره ها را / تو فراموش مکن آن چه میان من و توست .

    می روی چون بوی گل از برم / رفتنت کی می شود باورم / بوده ای چون تاج گل بر سرم / تا ابد یاد تو را می برم .

    تو آسمون عشقم تویی تک ستاره / توی خزون قلبم توی گل بهاره / من بی تو هیچه هیچم / تو مونسی و همدم .

    امشب دلم از آمدنت سرشار است / فانوس به دست کوچه دیدار است / آنگونه تو را در انتظارم که اگر / این چشم بخوابد ، آن یکی بیدار است .

    وقتی دلم برات تنگ می شه میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنم ، پس یادت باشه هر وقت بارون دیدی بدون که دل من برات تنگ شده .

    علم ثابت کرده شکر در آب حل میشه ، پس هیچ وقت زیر بارون نرو چون شیرین ترین یارمو از دست میدم .


    عکساتو من می خام چیکار / قلبتو هدیه کن به من / یه بار بگو دوست دارم / قال قضیه رو بکن .

    دوصتت دارم با ص صابونی تا همه تو کفش بمونن .


    سلام ، نمی خواستم نگرانت کنم ، ولی من فردا ساعت شش میرم بیمارستان بستری بشم ، یک جراحی کوچک دارم ، می خوام دریچه ی قلبم رو به سمت تو باز کنم !

    در عشق اگر عذاب دنیا بکشی / با اشک هر دو دیده طرح دریا بکشی / تا خلوت من هزار فرصت باقیست / تنها نشدی که درد تنها بکشی .

    از سوز غمت همیشه دلگیرم و بس / هر روز اگر دست دلم پس بزنی / من دست به دامان تو می گیرم و بس .

    همه میگن شیشه ها دل ندارن ، اما وقتی رو شیشه ی بخار گرفته نوشتم دوستت دارم ، آرام گریست[/FONT][/COLOR][/FONT][/FONT][/COLOR][/SIZE][/COLOR][/FONT][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/FONT][/FONT][/COLOR][/FONT][/FONT][/COLOR][/SIZE][/COLOR][/FONT][/COLOR][/COLOR][/COLOR][/FONT][/FONT][/COLOR][/FONT][/FONT][/COLOR][/SIZE][/COLOR][/FONT]

     
  3. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    زندگی کوتاه تر از آن است که به خصومت بگذرد و قلب ها گرامی تر از آنند که بشکنند ، فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر ما نباشیم .

    همون قدر که ستاره هست اگه ماه بود / باز این آسمون بی تو سیاه بود .

    هر وقت میخوای ببینی چقدر دوستت دارم ، انگشتت رو بذار رو نبضت ، می فهمی که دوست داشتنم تمومی نداره .

    گل اگر خشک شود ساقه ی آن می ماند / دوست اگر دور شود خاطره اش می ماند .

    عشق یعنی قلم از تیشه و دفتر از سنگ / که به عمری نتوان دست در آثارش برد .

    بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست .

    مثل عکس رخ مهتاب که افتاده در آب / در دلم هستی و بین من و تو فاصله هاست .

    آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم / می کشم دست از مسلمانى مسیحا می شوم / آن قدر بر کشتى عشقت نشینم روز و شب / یا به ساحل می رسم یا غرق دریا می شوم .

    بعضی وقت ها چشام به دلم حسودیشون می شه ، می دونی چرا ؟ چون تو همیشه تو قلبمی ولی از چشمام دوری .

    من آن گل پرپر شده ی دست زمانم / بر سنگ مزارم بنویسید جوانم .
    اسفند

    عشق یعنی : چون خورشید تابیدن بر شب های دوست و چون برف ذوب شدن بر غم های دوست .

    دراین دنیا نکردم من گناهی / فقط کردم به چشمانت نگاهی / اگر باشه نگاه من گناهی / مجازاتم بکن غیر از جدایی .

    با چشمان تو مرا به الماس ستارگان آسمان نیازی نیست ، این را به آسمان بگو .

    در صفحه ی شطرنج زندگیم تمام مهره هایم مات مهربانیت شد و من با اسب سفید قلبم به سوی تو تاختم تا بگویم شاه دلم دوستت دارم .

    کلید قلب ، زندگی و روح من ، همه در دستان اوست ، او مالک آن است ، فقط باید کلید را بچرخاند و بگذارد تا با تمامی شور و عشقم او را در بر گیرم .

     
  4. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    زندگی را بی عشق سپری کردن غم بزرگی است ، اما این تقریبا برابر است با غمی که زندگی را ترک کنی بدون اینکه به کسی که عاشقش هستی بگویی که دوستش داری .

    در تو خود را گم می کنم ، بی تو خود را باز می یابم و دوباره به دنبال گم شدن .

    قسمتی از وجود تو در من رشد کرده و تو خواهی دید ، تو و من برای همیشه هرگز از هم جدا نخواهیم شد .

    هر کدام از ما چون فرشته ای با یک بال است ، و تنها زمانی قادر به پرواز خواهیم بود که در آغوش هم باشیم .

    لذت عشق زمانی که آن را نثار می کنی بیشتر از زمانی است که دریافتش می کنی ، پس بذار من عشقم را نثارت کنم .
    اسفند

    گرچه راه صعب است ، اما تو به صعود ادامه بده ، شاید قله در یک قدمی تو باشد .

    عشق عینک سبزی است که با آن انسان کاه را یونجه می بیند . (مارک تواین)

    قفس داران سکوتم را شکستند / دل دائم صبورم را شکستند / به جرم پا به پای عشق رفتن / پر و بال عبورم را شکستند / مرا از خلوتم بیرون کشیدند / چه بی پروا حضورم را شکستند / تمنا در نگاهم موج می زد / ولی رویای دورم را شکستند .

    خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود : دوستم بدار .

    صدای پایت ، خوش آهنگی بود برایم ، عمیق تر از مثنوی ، سکوتت گویاترین نجواهای عاشقانه و نگاهت صمیمی ترین پیوند .

    اگر دو تا بودی میذاشتمت روی چشمام ، حالا که یک دونه ای جات همیشه تو قلبمه .

    بر خاک بخواب نازنین ، تختی نیست / آواره شدن حکایت سختی نیست / از پاکی اشک های خود فهمیدم / لبخند همیشه راز خوشبختی نیست .

    یادت باشه که گاهی وقت ها ، مثلا آخر شب ها که می خوای بخوابی ، یه دل تنهایی هست که یکم اون ور تر می تپه برای تو .

    می خواستم تصویر با تو بودن را نقاشی کنم ، دیدم فاصله بینمان در ورق جا نمی شود ، کمی نزدیک تر بیا ، می خواهم با تو بودن را حس کنم .

    سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی / شاید امشب سوزش این زخم ها را کم کنی / آه باران من سراپای وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی
     
  5. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    من اگر روح پريشان دارم
    من اگر غصه هزاران دارم
    گله از بازي دوران دارم
    دل گريان،لب خندان دارم
    به تو و عشق تو ايمان دارم

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ
    در غمستان نفسگیر اگر
    نفسم ميگيرد
    آرزو در دل من
    متولد نشده، مي ميرد
    يا اگر دست زمان درازاي هر نفس
    جان مرا ميگيرد
    دل گريان، لب خندان دارم
    به تو و عشق تو ايمان دارم
    من اگر پشت خودم پنهانم
    من اگر خسته ترين انسانم
    به وفاي همه بي ايمانم
    دل گريان، لب خندان دارم
    به تو و عشق تو ايمان دارم

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــ
    در راه رسیدن به گیرم که بمیرم
    اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم
    یک قطره ی آبم که در اندیشه ی دریا
    افتادم و باید بپذیرم که بمیرم
    یا چشم بپوش از من و از خویش برانم
    یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم
    این کوزه ترک خورد!چه جای نگرانی ست
    من ساخته از خاک کویرم که بمیرم
    خاموش مکن آتش افروخته ام را
    بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــ
    یک شبی مجنون نمازش را شکست
    بی وضو در کوچه لیلا نشست

    عشق آن شب مست مستش کرده بود
    فارغ از جام الستش کرده بود

    سجده ای زد بر لب درگاه او
    پُر ز لیلا شد دل پر آه او

    گفت یا رب از چه خوارم کرده ای
    بر صلیب عشق دارم کرده ای

    جام لیلا را به دستم داده ای
    وندر این بازی شکستم داده ای

    نیشتر عشقش به جانم می زنی
    دردم از لیلاست آنم می زنی

    خسته ام زین عشق،دل خونم نکن
    من که مجنونم تو مجنونم نکن

    مرد این بازیچه دیگر نیستم
    این تو و لیلای تو... من نیستم

    گفت ای دیوانه لیلایت منم
    در رگ پنهان و پیدایت منم

    سالها با جور لیلا ساختی
    من کنارت بودم و نشناختی

    عشق لیلا در دلت انداختم
    صد قمار عشق یکجا باختم

    کردمت آواره صحرا نشد
    گفتم عا قل می شوی اما نشد

    سوختم در حسرت یک یا ربت
    غیر لیلا بر نیامد از لبت

    روز و شب او را صدا کردی ولی
    دیدم امشب با منی گفتم بلی

    مطمئن بودم به من سر می زنی
    در حریم خانه ام در می زنی

    حال این لیلا که خوارت کرده بود
    درس عشقش بی قرارت کرده بود

    مرد راهش باش تا شاهت کنم
    صد چو لیلا کشته در راهت کنم

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــ
    روزي به دروازه ي شهري رسيدم که آن را رويم گشودند وارد شهر شدم؛ اين همان شهري بود که در
    سالهاي انتظارم شوق ديدنش را در رويا داشتم شهري که در دست نگهبانانش شاخه گلهايي بود که استقبال
    خسته دلان مي کردند.شهري که پرندگانش سازهاي غريب مي نواختند؛ درختاني که روي تنه آنها اشک شوق
    و عشق جاري بود و ريشه همتايانشان را سيراب مي کرد اين شهر جاي آدمهايي بود که قلب در چهره
    داشتند و درونشان به ظاهر نمايان بود آري جاي آدمهاي غريب نواز و دل سوخته همين شهر بود کودکاني
    کم سن و سال مي ديدم که که عروسک معشوقشان به دست گرفته و به دنبال عشق مي گشتند شهري که
    عقربه هاي زماني اش را انتظار رقم زده بود آشفتگاني که به روي پلاس پاره هايي مندرس سجده بر درگاه
    معبود کرده بودند تا شايد عشق سلب شده شان به خود باز گردند ديوانگاني که با جام خالي از عشق روزگار
    مي گذراندند قايق هايي به گل نشسته، رازهاي پنهان در قلبهاي عاشق و قاصدک هاي در حال پرواز ...
    خدايا اينجا کجاست؟شايد شهر صداقت،معرفت و وفا و يا هم شهر گدايان عشق........

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ــــــــــــــــ
    پسر به دختر گفت اگه یه روزی به قلب احتیاج داشته باشی اولین نفری هستم كه میام تا قلبمو با تمام وجودم تقدیمت كنم.دختر لبخندی زد و گفت ممنونم
    تا اینكه یك روز اون اتفاق افتاد..حال دختر خوب نبود..نیاز فوری به قلب داشت..از پسر خبری نبود..دختر با خودش میگفت :میدونی كه من هیچوقت نمیذاشتم تو قلبتو به من بدی و به خاطر من خودتو فدا كنی..ولی این بود اون حرفات..حتی برای دیدنم هم نیومدی...شاید من دیگه هیچوقت زنده نباشم.. آرام گریست و دیگر چیزی نفهمید...

    چشمانش را باز كرد..دكتر بالای سرش بود.به دكتر گفت چه اتفاقی افتاده؟دكتر گفت نگران نباشید پیوند قلبتون با موفقیت انجام شده.شما باید استراحت كنید..درضمن این نامه برای شماست..!
    دختر نامه رو برداشت.اثری از اسم روی پاكت دیده نمیشد. بازش كرد و درون آن چنین نوشته شده بود:


    سلام عزیزم.الان كه این نامه رو میخونی من در قلب تو زنده ام.از دستم ناراحت نباش كه بهت سر نزدم چون میدونستم اگه بیام هرگز نمیذاری كه قلبمو بهت بدم..پس نیومدم تا بتونم این كارو انجام بدم..امیدوارم عملت موفقیت آمیز باشه.(عاشقتم تا بینهایت)
    دختر نمیتوانست باور كند..اون این كارو كرده بود..اون قلبشو به دختر داده بود..
    آرام اسم پسر را صدا كرد و قطره های اشك روی صورتش جاری شد..و به خودش گفت چرا هیچوقت حرفاشو باور نكردم...

    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــ

     
  6. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    حالمان بد نيست غم كم مي‌خوريم كم كه نه هرروز كم كم مي‌خوريم
    آب مي‌خواهم سرابم مي‌دهند عشق مي‌ورزم عذابم مي‌دهند
    خود نمي‌دانم كجا رفتم به خواب از چه بيدارم نگردي آفتاب؟
    خنجري بر قلب بيمارم زدند بيگناه بودم ولی دارم زدند
    __________________________________________________ _____
    قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود ورنه هيچ از دل بي رحم تو تقصير نبود
    من ديوانه چو زلف تو رها مي کردم هيچ لايقترم از حلقه ي زنجير نبود __________________________________________________ _____
    شبي از عشق تو با پونه گفتم دل او هم براي قصه ام سوخت
    غم انگيز است تو شيداييم را به چشم خوش فهميدي و رفتي
    __________________________________________________ _____
    هر روز پسرکي فقير براي سير کردن قلبش سر کوچه اي به گدايي نگاهي مي نشست و دختري نجيب
    براي دفع هفتاد بلا صدقه اي مي انداخت در کاسه ي چشمانش .
    __________________________________________________ _____

    ز کوچه هاي غمگين و مات و مبهوت دلم به تنهايي گذر کردم صدايي آشنا ولي
    غمگين از دورا دور پيدا بود کنجکاوانه در جستجوي صدا از پيچ و خم هاي کوچه
    گذشتم تا رد پايي که انگار تازه خلق شده بود يافتم دنبال رد پا را گرفتم که منتهي به
    گورستان شد نا اميد در کنار گوري گمنام نشستم و سرم را پايين انداخته گريستم
    ناگهان دستي بر شانه ام نشست سرم را بلند کردم چهره اي آشنا ديدم که زغم
    آشفته بود پرسيد به خاطر چه دنبالم آمدي فرياد زدم دوستت دارم اشک از گونه اش
    سرازير شد و گفت آرزو داشتم اين را در دنيا بشنوم نه حال که من در برزخ و تو در رويايي
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــ
    شاگردی از استادش پرسيد: عشق چست؟ استاد در جواب گفت: به گندم زار برو و پر خوشه ترين شاخه را بياور. اما در هنگام عبور از گندم زار، به ياد داشته باش که نمی توانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی! شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت. استاد پرسيد: چه آوردی؟ و شاگرد با حسرت جواب داد: هيچ! هر چه جلو ميرفتم، خوشه های پر پشت تر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشت ترين، تا انتهای گندم زار رفتم . استاد گفت: عشق يعنی همين! شاگرد پرسيد: پس ازدواج چيست؟ استاد به سخن آمد که : به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور. اما به ياد داشته باش که باز هم نمی توانی به عقب برگردی! شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت: به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم، انتخاب کردم. ترسيدم که اگر جلو بروم، باز هم دست خالی برگردم. همين!!
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــ
    قتل اين خسته به شمشير تو تقدير نبود ورنه هيچ از دل بي رحم تو تقصير نبود
    من ديوانه چو زلف تو رها مي کردم هيچ لايقترم از حلقه ي زنجير نبود __________________________________________________ _____
    شبي از عشق تو با پونه گفتم دل او هم براي قصه ام سوخت
    غم انگيز است تو شيداييم را به چشم خوش فهميدي و رفتي
    __________________________________________________ _____
    شبی غمگین شبی بارانی و سرد
    مرا در غربت فردا رها کرد
    دلم در حسرت دیدار او ماند
    مرا چشم انتظار کوچه ها کرد
    به من می گفت تنهایی غریب است
    ببین با غربتش با من چه ها کرد
    تمام هستی ام بود و ندانست
    که در قلبم چه آشوبی به پا کرد
    و او هرگز شکستم را نفهمید
    اگر چه تا ته دنیا صدا کرد ..
    __________________________________________________ _____
    دل فروشی
    گفتمش دل می خری ؟
    پرسید چند؟
    گفتمش دل مال تو تنها بخند
    خنده کرد و دل زدستانم ربود
    تا به خود باز آمدم او رفته بود
    دل زدستانش روی خاک افتاده بود
    جای پایش روی دل جا مانده بود
    __________________________________________________ _____
    نیمه شب
    نیمه شب دور از تو من همراز مهتاب آمدم
    یعنی از روز اجل بیگانه با خواب آمدم
    گرمی آهم نیستان وجودم را بسوخت
    بسکه در هجران تو من با تب و تاب آمدم
    رسم باشد هر کس آرد ارمغانی از سفر
    من هم از سوی عدم همراه خوناب آمدم
    کعبه ام روی تو و محرابم ابروی تو بود
    کعبه را منظور کرده سوی محراب آمدم
    ای فلک یکدم مرا از رنج و غم معذور دار
    فانی ام در یاد او بیگانه با خواب آمدم
    ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ

     
  7. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    يه دختر كوري تو اين دنياي نامرد زندگي مي کرد . اين دختره يه دوست پسري داشت كه عاشقه اون بود . دختره هميشه مي گفت: اگه من چشمامو داشتم و بينا بودم هميشه با اون مي موندم . يه روز يكي پيدا شد كه به اون دختر چشماشو بده . وقتي كه دختره بينا شد ديد كه دوست پسرش كوره . بهش گفت: من ديگه تو رو نمي خوام برو . پسره با ناراحتي رفت و يه لبخند تلخ بهش زد و گفت: مراقب چشماي من باش .
    __________________________________________________ _____

    من پذیرفتم شکست خویش را پندهای عقل دور اندیش را
    من پذیرفتم که عشق افسانه است این دل درد آشنا دیوانه است
    می روم از رفتن من شاد باش از عذاب دیدنم آزاد باش
    چون که تو تنهاتر از من می روی آرزو دارم تو هم عاشق شوی
    آرزو دارم بفمی درد را معنی برخورد های سرد را
    __________________________________________________ _____


    روزگاری اهل دنیا دلشان درد نداشت هر کسی غصه این را که چه می کرد نداشت
    چشمه صادقی از لطف زمین می جوشید خودمونیم زمین این همه نامرد نداشت
    __________________________________________________ _____
    دلی دارم چو مرغ پر شکسته چو کشتی بر لب دریا نشسته
    همه گویند عاشق تار بنواز صدا چون می دهد تار گسسته
    __________________________________________________ _____

    روي تخته سنگي نوشته شده بود: اگر جواني عاشق شد چه کند؟ من هم زير آن نوشتم: بايد صبر کند براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ من هم با بي حوصلگي نوشتم: بميرد بهتراست . براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم ، انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد ، اما زير تخته سنگ جواني را مرده يافتم .
    __________________________________________________ _____

    سر کلاس رياضي بود که استاد اومد و دو خط موازي کشيد خط پاييني نگاهي به خط بالايي کرد و عاشقش شد . خط بالايي هم نگاهي به خط پاييني کرد و تو دلش عاشقش شد ، در همين هنگام بود که استاد داد زد دو خط موازي هيچ وقت به هم نمي رسند .
    __________________________________________________ _____

    وقتي به آسمون نگاه مي کني ، دوست داري کدوم ستاره مال تو باشه؟ به اوني که کم نور تره قانع باش چون اوني که پر نور تره رو همه نگاه ميکنن .
    __________________________________________________ _____

    دخترک هميشه مي گفت: من براي نجابت وفا و زيباييت عاشق تو شدم . پسرک براي روز تولدش سه حيوان خانگي به او هديه داد ... اسب ، سگ و يک پرنده زيبا! تا دخترک خواست دليل اينکار را بپرسد ... پسرک رفته بود . براي هميشه ...
    __________________________________________________ _____

    گفت: به من بگو چقدر دوستم داری؟
    گفتم:
    تو را به بلندی کوه‏ها ، پهنای دشت‏ها ، عمق دریاها و به زیبایی گل‏ها دوست دارم .
    تو را به اندازه‏ی تمام وجودت دوست دارم .
    زیرا هیچ‏کس را بدین‏سان دوست نداشته‏ام!
    با حسرت سری جنباند و گفت :
    متاسفم از اینکه نمی‏توانم حرف‏هایت را باور کنم
    زیرا
    قلب کوچک من تحمّل ، عشق بزرگ تو را ندارد .
    __________________________________________________ _____

    غروب شد . خورشيد رفت . آفتابگردان به دنبال خورشيد می گشت . ناگهان ستاره چشمک زد . آفتابگردان سرش را پايين انداخت ... آخه گل ها هرگز خيانت نمي کنند .
    __________________________________________________ _____

    کاش قلبم درد تنهایی نداشت ، چهره ام هرگز پریشانی نداشت ، برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت ، کاش می شد راه سرد عشق را بی اختیار پیمود و قربانی نداشت .
    __________________________________________________ _____

    افسوس ... آن زمان که بايد دوست بداريم کوتاهي مي کنيم ، آن زمان که دوستمان دارند لجبازي مي کنيم و بعد ... براي آنچه از دست رفته آه مي کشيم .
    __________________________________________________ _____

    دوستت داشتم ... يادت هست؟ گفتم دوستت دارم ... و تو گفتي کوچکي براي دوست داشتن ، رفتم تا بزرگ شوم ... اما آنقدر بزرگ شدم که يادم رفت دوستت دارم .
    __________________________________________________ _____

    کودکي گفتند: عشق چيست؟
    گفت : بازي .
    به نوجواني گفتند: عشق چيست؟
    گفت : رفيق بازي .
    به جواني گفتند: عشق چيست؟
    گفت : پول و ثروت .
    به پيرمردي گفتند: عشق چيست؟
    گفت: عمر .
    به عاشقي گفتند : عشق چيست؟
    چيزي نگفت ، آهي کشيد و سخت گريست .
    __________________________________________________ _____

    عشق مثه يه گنجيشك مي مونه ... اگه محكم بگيريش ميميره ... اگه شل بگيريش مي پره ... پس سعي كن يه طوري بگيريش كه آروم تو دستات خوابش ببره .
    __________________________________________________ _____
     
  8. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    مي دوني چرا بين انگشتان دست فاصله هست؟ چون يه روزي يه دستي پيدا مي شه كه اين فاصله ها رو پر كنه .
    __________________________________________________ _____

    وقتي که گفتي تا آخر دنيا باهات مي مونم اون موقع بود که فهميدم چرا مي گن دنيا دو روزه .
    __________________________________________________ _____

    گفتم دوستت دارم نگاهي به من کرد و گفت: چند تا؟ دستام رو بالا آوردم و تمام انگشتهاي دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه مي کرد که خالي بود __________________________________________________ _____

    به بازار سياه رفتم براي خريدن عشق . ولي در ابتداي ورودم روي كاغذي خواندم: در غرفه هوس بازان عشق را به حراج گذاشته اند به قيمت نابودي پاك بازان .
    __________________________________________________ _____

    اي عشق مدد كن كه به سامان برسيم ، چون مزرعه ي تشنه به باران برسيم ، يا من برسم به يار و يا يار به من ، يا هردو بميريم و به پايان برسيم .
    __________________________________________________ _____

    زرد است که لبريز حقايق شده است ... تلخ است که با درد موافق شده است ... شاعر نشدي وگرنه مي فهميدي پاييز بهاري است که عاشق شده است .
    __________________________________________________ _____
    عشق يعني خاطرات بي غبار دفتري از شعر و از عطر بهار . عشق يعني يك تمنا ، يك نياز ، زمزمه از عاشقي با سوز و ساز . عشق يعني چشم خيس مست او ، زير باران دست تو در دست او .
    __________________________________________________ _____

    تو دنياي بچگي هر کي زودتر بگه دوست دارم برنده ست . ولي توي دنياي واقعي هر کي زودتر بگه دوست دارم بازنده ست .
    __________________________________________________ _____

    همه ميگن آدم بايد براي رسيدن به عشقش از تموم دنيا بگذره ، ولي تو كه دنياي مني چطور ازت بگذرم؟
    __________________________________________________ _____

    به تو يک صليب هديه کردم . گفتي: براي چيست؟ من که دوستت ندارم . گفتم: مگر آن نيست که صليب را به روي گور مي آويزند؟ گفتي: آري ... گفتم: پس آنرا بالاي قلبت بياويز که گورستان من است .
    __________________________________________________ _____

    چقدر سخت است گل آرزوهايت را درباغ ديگري ببيني و هزار بار در خودت بشكني و آن وقت آرام زير لب بگويي: گل من ، باغچه ي نو مبارك .
    __________________________________________________ _____

    سعي کن هيچ وقت عشق رو گدايي نکني چون هيچ وقت به گدا چيز با ارزشي نميدن .
    __________________________________________________ _____

    اگه روزی آرزو کنم چیز دیگه ای باشم دلم می خواد اشک باشم که تو چشات متولد بشم رو گونه هات زندگی کنم و رو لبات بمیرم .
    __________________________________________________ _____

    هيچ کس ويرانيم را حس نکرد... وسعت تنهائيم را حس نکرد... در ميان خنده هاي تلخ من... گريه پنهانيم را حس نکرد... در هجوم لحظه هاي بي کسي... درد بي کس ماندنم را حس نکرد... آن که با آغاز من مانوس بود... لحظه پايانيم را حس نکرد
    __________________________________________________ _____

    باران نمي شوم که نگويي: با چه منتي خود را به شيشه مي کوبد تا پنجره را باز کنم و نيم نگاهي بيندازم ، ابر مي شوم که از نگراني يک روز باراني هر لحظه پنجره را بگشايي و مرا در آسمان نگاه کني .
    __________________________________________________ _____

    اگه مي دونستي قطره ي بارون وقت دور شدن از ابرا چه حسي داشت ، اگه مي دونستي يه بندر وقت رفتن کشتي ها چه تنها مي شه ، اگه مي دونستي درخت کاج وقت پر کشيدن پرنده ها چه غمگين مي شه ، اگه مي دونستي که رفتنت چه آتشي بر جانم کشيد ، اون وقت اين قدر راحت نمي گفتي: خداحافظ !
    __________________________________________________ _____

    هيچ چيز ويرانگرتر از اين نيست كه متوجه شويم ، كسي كه به آن اعتماد داشته ايم عمري فريبمان داده است .
    __________________________________________________ _____

    گهگاهي که دلم مي گيرد پيش خود مي گويم آنكه جانم را سوخت ياد مي آرد از اين بنده هنوز؟
    __________________________________________________ _____

    کاش می شد هیچ کس تنها نبود ، کاش می شد دیدنت رویا نبود ، من دعا کردم برای بازگشت ، دست های تو ولی بالا نبود ، گفته بودی که فردا می رسی ، کاش روز دیدنت فردا نبود .
    __________________________________________________ _____

    شمع داني که دم مرگ به پروانه چه گفت؟
    گفت: اي عاشق بيچاره فراموش شوي ...
    سوخت پروانه ولي خوب جوابش را داد
    گفت: طولي نکشد نيز تو خاموش شوي ...
    __________________________________________________ _____

    اگر سهم من از این همه ستاره فقط سوسوی غریبی است غمی نیست ، همین انتظار رسیدن شب برایم کافی است .
    __________________________________________________ _____

    هر موقع خواستي از كسي جدا بشي ، يادت نره بهترين راه اينه كه بهش بگي براي هميشه خدانگهدار ، شايد طرف مقابلت ناراحت بشه و قلبش بشكنه ولي بهتر از اينه كه منتظرت بمونه .
    __________________________________________________ _____

     
  9. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    کهنه فروش داد مي زنه: چراغ شکسته مي خريم ، کفشاي پاره مي خريم ، اسباب کهنه مي خريم ، بي اختيار داد مي زنم: آهاي آهاي کهنه فروش: قلب شکسته چطور اونم مي خري؟
    __________________________________________________ _____

    به یاد داشته باش هر گاه دفتر محبت را ورق زدی و هرگاه زیر پایت خش خش بر گها را احساس کردی و هر گاه در میان ستارگان آسمان تک ستاره ای خاموش دیدی . برای یک بار در گوشه ای از ذهن خود ، نه به زبان بلکه از ته قلب نازنینت بگو: یادت به خیر .
    __________________________________________________ _____

    گفتم: دوستت دارم ، گفتی: من هم . گفتم: عاشقت هستم ، گفتی: من هم . گفتم: تنها هستم ،گفتی: من هم . گفتم: می خواهم با تو باشم ،گفتی: من هم . گفتم: تا همیشه؟ سکوت کردی ...
    __________________________________________________ _____

    خدايا اگر تو درد عاشقي را مي كشيدي تو هم زهر جدايي را به تلخي مي چشيدي
    اگر چون من به مرگ آرزو ها مي رسيدي پشيمان مي شدي از اينكه عشق را آفريدي
    __________________________________________________ _____

    هميشه كسي رو براي دوستي انتخاب كن كه اونقدر دلش بزرگ باشه كه نخواي براي جا شدن تو دلش خودت رو كوچيك كني .
    __________________________________________________ _____

    وقتی گفتم: دوستت دارم ، گفتی: چی؟ بلندتر ، نمی شنوم . حالا که میگم ازت متنفرم میگی خب بابا ، حالا چرا داد می زنی .
    __________________________________________________ _____

    کنم هر شب دعایی که ز دلم بیرون رود مهرت
    ولی ...
    آهسته گویم الهی بی اثر باشد
    __________________________________________________ _____

    آرزو دارم که قشنگترين گل سرخ دنيا را بچينم و بر برگ های آن قطره ايی از خون خود را بچکانم و آن را به محبوبم هديه کنم تا زمانی که گل را مي بويد نفسش خون مرا گرم کند .
    __________________________________________________ _____

    ای کاش می دانستم چيست؟
    آنچه از چشم تو
    تا عمقِ وجودم جاريست
    __________________________________________________ _____

    بچه بوديم دخترا عاشق عروسک بودن و پسرا عاشق مرداي قوي . بزرگ شديم دخترا عاشق مرداي قوي شدن و پسرا عاشق عروسک .
    __________________________________________________ _____

    شبی غم با دل من گفتگو کرد مرا با چشمهایت روبرو کرد
    دلم می گفت هرگزعاشقت نیست ولی دست دلم را گریه روکرد
    __________________________________________________ _____

    چه مغرورانه اشك ريختيم ... چه مغرورانه سكوت كرديم ... چه مغرورانه التماس كرديم ... چه مغرورانه از هم گريختيم ... غرور هديه شيطان بود و عشق هديه خداوند ... هديه شيطان را به هم تقديم كرديم و هديه خداوند را از هم پنهان كرديم .
    __________________________________________________ _____

    مي‌خواهم آنقدر پير شوم تا مرا نشناسي . آن روز شايد به درد دل پيرمردي گوش دهی .
    __________________________________________________ _____

    در گذری از شهر عشق رسمی این چنین دیدم ، مجنون ها به دار آویخته شده بودند و لیلی ها به چهارپایه های زیر پای آنها لگد می زدند .
    __________________________________________________ _____

    هر روز پسرکي فقير براي سير کردن قلبش سر کوچه اي به گدايي نگاهي مي نشست و دختري نجيب براي دفع هفتاد بلا صدقه اي مي انداخت در کاسه ي چشمانش .
    __________________________________________________ _____

     
  10. کاربر ویژه

    تاریخ عضویت:
    ‏25/11/10
    ارسال ها:
    8,430
    تشکر شده:
    3,388
    امتیاز دستاورد:
    113
    حرفه:
    ♥ ♥
    محل سکونت:
    ♥ سلماس ♥ salmas ♥
    وب سایت:
    پاسخ : اس ام اس عاشقانه

    گفتمش همدم شبهایم کو؟ تاری از زلف سیاهش را داد
    گفتمش بی تو چه می باید کرد؟ عکس رخساره ی ماهش را داد
    وقت رفتن همه را می بوسید به من از دور نگاهش را داد
    یادگاری به همه داد و به من انتظار سر راهش را داد
    __________________________________________________ _____

    به غم كسي اسيرم كه ز من خبر ندارد عجب از محبت من كه در او اثر ندارد
    غلط است هر كه گويد دل به دل راه دارد دل من ز غصه خون شد دل تو خبر ندارد
    می رسد روزی که بی من روزها را سر کنی می رسد روزی که تنها مرگ را باور کنی
    می رسد روزی که تنها در کنار قبر من شعرهای کهنه ام را مو به مو از بر کنی
    __________________________________________________ _____

    هیچ کس لیاقت اشکهای تو را ندارد و کسی که چنین ارزشی را دارد باعث ریختن اشکهای تو نمی شود .
    __________________________________________________ _____

    وقتی از مادر متولد شدم ... صدایی در گوشم طنین انداخت
    که بعد از این با تو خواهم بود
    به او گفتم: کیستی؟ گفت: غم
    فکر کردم غم عروسکی خواهد بود که من بعدها با او بازی خواهم کرد
    ولی بعدها فهمیدم که من عروسکی هستم در دستان غم
    __________________________________________________ _____

    هرروز در انتظار فردائيم ، غافل ازاين كه امروز همان فردائيست كه ديروز درانتظارش بوديم .
    __________________________________________________ _____

    عشق با یک لبخند شروع می شه ، با یک بوسه رشد می کنه و با اشک تموم می شه

     
وضعیت موضوع:
موضوع بسته شده است.